عبد الرضا سالار بهزادى
220
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
مذكور در عرض راه مير شهداد گريخته و فرار كرده است ؛ ديگر صدق و كذب آن معلوم نيست . صورت سؤال و جواب تلگرافى را لفا براى شما فرستادم كه مستحضر شويد . هرگاه مطلب همينطور است و شما مير شهداد را هم به دست نوروز خان سپردهايد و او در عرض راه فرارش داده ؛ تفصيل را زباندار بنويسيد كه معلوم شود . شما خدمات خودتان را كردهايد و فرار او دخلى به شما ندارد . اگر هم قبض رسيد و سندى از نوروز خان در اين باب در دست داريد بفرستيد من ببينم و پسفردا اگر سؤال و جواب دولتى شود يا مأمورين پنجگور ، يعنى بنت صاحب و غيره بخواهند تقصير را بر شما وارد آورند نتوانند و من قبض نوروز خان را نشان بدهم . بههرحال من بالفعل اينطور جواب تلگراف را دادم ؛ اگر همينطور شده شما هم برطبق اين شرحى زباندار به من بنويسيد تا همان كاغذ شما را به تهران ، در موقع ارسال دارم . » سجع مهر « فرمانفرما » و عبارت « ملاحظه شد » . 17 سواد سؤال و جواب تلگرافى امين السلطان و ناصر الدوله فرمانفرماست كه به احتمال قريب به يقين ضميمهء همان نامهء سند 16 بوده است . متن سواد تلگرافها به شرح زير است : « سؤال - پنجم شهر صفر 1308 نواب اشرف ارفع و الا فرمانفرما حكمران و الا شأن ، دام اقباله ، از قرار اظهار سفارت فخيمهء انگليس و تحريرات اولياى دولت هندوستان ، ميجر موير كه وكيل دولت هندوستان و در بلوچستان جنوبى شرقى است ، به تاريخ 23 فوريه 89 هذه السنه ، در تربت كج مشغول تحقيق و رسيدگى 90 در بعضى شكايات كه در حق مير شاهداد خان كچكى نايب سابق خان كلات بوده ، چون غروب آفتاب شده ، مجلس را از براى آن روز ختم مىنمايد و به مير شاهداد خان اشاره مىشود كه همراه منشى وكالت هندوستان به چادر ايشان برود ؛ چون مىخواستند مادام رسيدگى ، با اشخاص ديگر مراوده نداشته باشند . مير شاهداد خان حكم ميجر موير را متمرد گشته [ و ] فراش به حكم صاحبمنصب مذكور خواست جلوگيرى نمايد كه مير شاهداد خان خنجرى [ را كه ] در بغل پنهان داشته بيرون كشيده ، طرف ميجر موير حمله آورده [ و ] فورا يكى از همراهان مير شاهداد خان كه موسوم به ملا داد محمد است از پشت بعضى درختهاى خرما بيرون آمده با شمشير حملهء سختى به ميجر موير برده [ و ] فراش كه به مدافعهء ايشان و تقويت صاحب آمده به طورى مضروب ساخته كه از زخمهاى شمشير متوفى شده و خود ميجر موير در صورت و دست گرفتار زخمهاى سخت گرديده [ است . ] در اين هنگامه مير شاهداد خان با همراهانش به طرف كوهها فرارى شده و از قرار كه اطلاع دادهاند در آنحدود هستند . حسب الامر الاقدس ارواحنا فداه مقرر است حالا اين مرد كجا است و چه حالت دارد [ و ] گرفتارى او را به چه وسيله مىتوانيد ؟ خيلى هم زود جواب بدهيد كه به عرض خاكپاى